شکن پیچ و خم

شکن - معنی در دیکشنری آبادیس
( از آنندراج ). مطلق چین و شکستگی و انحنا و تا و شکنج ، چنانکه در زلف ، رخسار، جامه و آب و جز آن و اینک موارد هر یک : - راه ( ره ) پرشکن ؛راه سخت پرپیچ و خم. راه کج و معوج :
More
معنی پیچ و خم واژهیاب
پیچ و خم فرهنگ فارسی معین ( ~ُ خَ) (اِمر.) 1 - چین و شکن ، گردش و تاب . 2 - دارای پیچ و تاب .
More
معنی شکن - فرهنگ فارسی عمید - لام تا کام
معنی ۱. = شکستن ۲. شکننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): صفشکن، لشکرشکن. ۳. (اسم) چینوچروک و تای پارچه. ۴. (اسم) پیچوخم زلف؛ شکنج. 〈 شکندرشکن: پیچدرپیچ؛ پرپیچوتاب.
More
معنی پیچ و خم - فرهنگ فارسی معین
معنی 1 - چین و شکن ، گردش و تاب . 2 - دارای پیچ و تاب . کلمه "پیچ و خم" یک ترکیب فارسی است که به معنای دگرگونیها، تغییرات و ناهمواریهای مسیرها یا روندها استفاده میشود. برای نوشتن و استفاده از این کلمه، رعایت چندین قاعده نگارشی و گرامری لازم است:
More
معنی شکنج - فرهنگ فارسی عمید
معنی ۱. شکن؛ پیچوتاب. ۲. پیچوخم زلف. ۳. شکنجه. ۴. مکر و حیله. مترادف 1- آژنگ، چروك 2- پيچ وخم، چين، شكن، ماز انگلیسی contortion, labyrinth, torture عربی التواء، لي ترکی İşkence فرانسوی torture آلمانی folter ...
More
پیچ و خم - معنی در دیکشنری آبادیس
[ چ ُ خ َ ] ( اِ مرکب ، از اتباع ) چین و شکن. گردش و تاب : ساده رنگست ولی پیچ و خم است. خاقانی. در آب شد ز شرم تو صد راه زیر آب. خاقانی. - راههای پرپیچ و خم ؛ بسیار بدین سوی وآن سوی گردنده. بس منحنی. ناراست. - مسائل پرپیچ و خم ؛ بس مشکل. بسیار غامض.
More
معنی پیچ و خم لغتنامه دهخدا واژهیاب
پیچ و خم . [ چ ُ خ َ ] (اِ مرکب ، از اتباع ) چین و شکن . گردش و تاب : آب عزم است ولی خائن طبعساده رنگست
More
شکنج - معنی در دیکشنری آبادیس
۱ - شکن چین و چروک . ۲ - پیچ و خم ( زلف ) . یا شکنج های مغزی . تلافیف دماغی . ۳ - غبغبه عکن : شکمش فراخ با شکنجها . نشکنج و گرفتگی غضوی بر سر ناخنها چنانچه بدرد آید . ... [مشاهده متن کامل] در دریانوردی به موج های کوچک و پیچش های آب، شکنج یا موجک
More
6- شرح ابیات درس اول (قسمت دوم)
- شکن: پیچ و خم زلف. - مو: استعاره از آب/ شکن: استعاره از موج/ مراعات نظیر بین سر و مو و شکن و رخ. - [چشمه گفت:] چون [من] از سر مو شکن [را] بگشایم، ماه رخ خود را به من ببیند. 6- قطرۀ باران که در افتد به خاک / زو بدمد بس گهر تابناک. - گهر: گوهر،
More
معنی پیچ و خم لغت نامه دهخدا پارسی ویکی
پیچ و خم . [ چ ُ خ َ ] (اِ مرکب ، از اتباع ) چین و شکن . گردش و تاب : آب عزم است ولی خائن طبع ساده رنگست ولی پیچ و خم است . خاقانی .
More
معنی خم - فرهنگ فارسی عمید - لام تا کام
۱. قسمت دارای پیچیدگی در معبر؛ پیچ.۲. (صفت) کج؛ خمیده.۳. (بن مضارعِ خمیدن) = خمیدن۴. [قدیمی] چینوشکن زلف، گیسو، کمند، و مانندِ آن؛ پیچوتاب.۵. [قدیمی] طاق ایوان و عمارت.۶. [قدیمی] خانۀ زمستانی.۷. [قدیمی] خمیدگی.
More
پیچ و خم زلف در حل جدول - جدول یاب
پیچ و خم زلف در حل جدول. حل جدول . شکن . پیشنهاد شما . جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب ...
More
معنی پیچ و تاب - فرهنگ فارسی معین
1 - خم و شکن . 2 - رنج و مشقت . تشریح نگارش (هوش مصنوعی). کلمه "پیچ و تاب" یک اصطلاح و ترکیب فارسی است که به معنای افت و خیز، نوسان یا تغییرات غیرمنتظره به کار میرود.
More
خم و شکن - معنی در دیکشنری آبادیس
معنی خم و شکن - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک ... پیچ و تاب. پیشنهاد ...
More
شکن در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ...
خمیدگی و تاب زلف. جعد. پیچ. شکنج. خم. (از یادداشت مؤلف): سیه زلف آن سرو سیمین من همه تاب و پیچ است و بند و شکن. فرخی. نیک ماند خم زلفین سیاه تو به دال نیک ماند شکن جعد پریش تو به جیم. فرخی.
More
پیچ - معنی در دیکشنری آبادیس
این پیچ که در گردن داری در دل آر ... ۲- هریک از خمهای چیزی ( مانند زلف پیشانی و غیره ) شکن ماز : شش چیز در آن زلف تو دارد معدن پیچ و گره و بند و خم و تاب و شکن .
More
معنی شکنج واژه یاب
جستوجوی معنی «شکنج» در لغت نامه های دهخدا، معین، عمید، سره، مترادف و متضاد، فرهنگستان، دیکشنری انگلیسی و فارسی در بیش از یک میلیون واژه.
More
معنی شکن - فرهنگ فارسی عمید - لام تا کام
۱. = شکستن۲. شکننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): صفشکن، لشکرشکن.۳. (اسم) چینوچروک و تای پارچه.۴. (اسم) پیچوخم زلف؛ شکنج.lang; شکندرشکن: پیچدرپیچ؛ پرپیچوتاب.
More
پیچ و تاب - معنی در دیکشنری آبادیس
( اسم ) ۱- گردش چیز دور خود خم و شکن . ۲- رنج و مشقت : تاب نور از روی من میبرد ماه تاب و نورش گشت یکسر پیچ و تاب . پیچ و تابش نور و تاب از من ببرد تا بماندم تافته بی نور و تاب . ( ناصر خسرو ) یا به پیچ و تاب ...
More
پیچ در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ...
گم کرده از خم و گره و تاب و پیچ و چین. فرخی. تا بود در دو زلف خوبان پیچ وندر آن پیچ صدهزار شکن. فرخی. بجعدش اندر سیصدهزار پیچ و گره بجای هر گره او شکنج و حلقه هزار. فرخی. سنبل بسان زلفی با پیچ و با عقد
More
شکنج - معنی در دیکشنری آبادیس
۱ - شکن چین و چروک . ۲ - پیچ و خم ( زلف ) . یا شکنج های مغزی . تلافیف دماغی . ۳ - غبغبه عکن : شکمش فراخ با شکنجها . نشکنج و گرفتگی غضوی بر سر ناخنها چنانچه بدرد آید .
More
معنی پیچ-و-تاب فرهنگ انتشارات معین ...
پیچ و تاب. فرهنگ انتشارات معین (چُ) (اِمر.) 1 - خم و شکن . 2 - رنج و مشقت . خرید ...
More
خم و شکن در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ...
خم و شکن در حل جدول, خم و شکن در جدول کلمات ورود به باشگاه ثبت نام جدول یاب باشگاه حل جدول مسابقه جدول واژه های پیشنهادی درخواست معنی امکانات سایت وبلاگ جدول یاب فال حافظ استخاره آب و هوا نظرسنجی ها اوقات شرعی کشور های جهان
More
پایاپیچ تولید و تامین انواع پیچ و مهره ...
چرا صنایع پیچ و مهره پایاپیچ ؟ صنایع پیچ و مهره پایاپیچ، با دو دهه فعالیت، یکی از پیشگامان تولید رزوه با روش رولنیگ در کشور به شمار می آید.
More
معنی پیچ و خم لغت نامه دهخدا - پارسی ویکی
پیچ و خم . [ چ ُ خ َ ] (اِ مرکب ، از اتباع ) چین و شکن . گردش و تاب : آب عزم است ولی خائن طبع ساده رنگست ولی پیچ و خم است . خاقانی . - جوانی و هزار پیچ و خم (هزارچم و خم ) ؛ با اطوار گوناگون :
More
معنی شکن واژه یاب
جستوجوی معنی «شکن» در لغت نامه های دهخدا، معین، عمید، سره، مترادف و متضاد، فرهنگستان، دیکشنری انگلیسی و فارسی در بیش از یک میلیون واژه.
More
معنی پیچ - واژگان مترادف و متضاد
پیچ کردن، پیچ خوردگی، توپ پارچه، سرند، تاب، پیچیدگی، نخ یا ریسمان تابیده، نوبت، چرخش، گردش، تمایل، تغییر جهت، ریسمان چند لا، نخ قند، منحنی، خمیدگی، خط منحنی، چیز کج، قوهیابی، عود چیزی، توان یابی، پیچدارکردن عبارت ...
More
معنی خم لغت نامه دهخدا - پارسی ویکی
بار دل مجنون و خم طره ٔ لیلی رخساره ٔ محمود و کف پای ایاز است . حافظ. - به خم ؛ مجعد. با پیچ و شکن . (یادداشت مؤلف ). - خم اندر خم ؛ پیچ در پیچ . حلقه های مجعد. (یادداشت مؤلف ). شکن . پیچ . ماز.
More
شکن به انگلیسی - معنی در دیکشنری آبادیس
معنی شکن به انگلیسی - معانی، جمله های نمونه، مترادف ها و متضادها و ... در دیکشنری آبادیس - برای مشاهده کلیک ... پیچ و خم زلف ( مو ) ۲.
More
ماز - معنی در دیکشنری آبادیس
ماز. ( اِ ) مطلق چین و شکنج را گویند. ( برهان ). چین و شکنج. ( آنندراج ). چین و شکنج و تا و لا. ( ناظم الاطباء ). چین. نورد. پیچ و خم. شکن. کلچ. شکنج. تاب. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : ای من رهی آن روی چون قمر
More